
| معنی: |
| نقاب محافظ صورت شیلد محافظتی محافظ شفاف صورت برای ایمنی در برابر آلودگی و ضربه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (خنثی = intetkøn) |
صرفها:
|

| معنی: |
| نقاب محافظ صورت شیلد محافظتی محافظ شفاف صورت برای ایمنی در برابر آلودگی و ضربه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (خنثی = intetkøn) |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| visir نوعی محافظ شفاف است که برای پوشش صورت استفاده میشود. این وسیله معمولاً از پلاستیک مقاوم ساخته شده و در محیطهای پزشکی، صنعتی و ورزشی برای محافظت از صورت در برابر قطرات مایعات، ذرات معلق، آلودگی و ضربه استفاده میشود. شیلدهای صورت در دوران پاندمی نیز برای جلوگیری از انتقال ویروسها رایج شدند. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Lægen bar et visir for at beskytte sig mod smitte. |
| پزشک یک نقاب محافظ صورت پوشید تا از خود در برابر عفونت محافظت کند. |
| ریشهشناسی: |
ریشهشناسی:کلمه visir از زبان فرانسوی (visière) گرفته شده است که خود از لاتین (visus – بینایی، دیدن) ریشه دارد. در اصل، این واژه برای نقابهای فلزی در کلاهخودهای جنگی قرونوسطایی استفاده میشد. |
| معادل انگلیسی: |
|

substantiv, fælleskøn
Bøjning: -ten, -ter, -terne
visit 
| معنی: |
| ملاقات، دیدار، بازدید |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
visitation 
| معنی: |
| بازرسی، بازبینی، تفتیش، جستجو |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
visitere 
| معنی: |
| بازبینی کردن، بازبینی / تفتیش / جستجو نمودن |

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
صرفها:
|
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Politiet standsede den visiterende person ved indgangen. |
| پلیس فرد بازرسیکننده را در ورودی متوقف کرد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمهی "visiterende" از فعل دانمارکی "visitere" به معنای "بازرسی کردن" یا "بازدید کردن" مشتق شده است. این فعل از زبان فرانسوی "visiter" گرفته شده که خود از لاتین "visitare" به معنای "دیدار کردن" آمده است. |