- Multi Category: A

| معنی: |
| ● دوران بلوغ ● نوجوان ● جوان در حال رشد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adolescens: مفرد نامشخص ● adolescensen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |

| معنی: |
| ● دوران بلوغ ● نوجوان ● جوان در حال رشد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adolescens: مفرد نامشخص ● adolescensen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Adolescens به دوران بلوغ در فرد گفته میشود که در دورهی انتقال از کودکی به بزرگسالی قرار دارد، معمولاً در سنین ۱۰ تا ۱۹ سالگی. |
| مترادفها: |
| ● ungdom - جوانی ● teenager - نوجوان |
| مثال: |
| En adolescens kan opleve store følelsesmæssige forandringer. |
| یک نوجوان در حال بلوغ میتواند تغییرات احساسی زیادی را تجربه کند. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی لاتین "adolescens" به معنی "در حال رشد یا بالغ شدن" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● adolescent (نوجوان) |

| معنی: |
| ● آدرنرژیک ● مربوط به اعصاب یا گیرندههای آدرنالین ● وابسته به ترشح یا تأثیر آدرنالین |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● adrenerg: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● adrenerg: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● adrenerge: جمع |
| توضیحات: |
| Adrenerg به ساختارها یا عملکردهایی گفته میشود که با نورآدرنالین یا آدرنالین در بدن ارتباط دارند. این واژه بیشتر در توصیف اعصاب، گیرندهها یا پاسخهای شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرد. |
| مترادفها: |
| ● sympatisk - وابسته به سیستم عصبی سمپاتیک ● katekolaminpåvirket - تحت تأثیر کاتکولامینها |
| مثال: |
| De adrenerge receptorer spiller en vigtig rolle i stressreaktionen. |
| گیرندههای آدرنرژیک نقش مهمی در واکنش به استرس دارند. |
| ریشهشناسی: |
| ترکیبی از "adrenalin" (آدرنالین) و پسوند لاتینی "erg" به معنی "فعال یا کار کردن". |
| معادل انگلیسی: |
| ● adrenergic (وابسته به آدرنالین) |

| معنی: |
| ● کاهندهی فعالیت آدرنالین ● ضد آدرنالین ● مهارکنندهی تأثیرات آدرنالین |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● adrenolytisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● adrenolytisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● adrenolytiske: جمع |
| توضیحات: |
| Adrenolytisk به داروها یا موادی اطلاق میشود که اثرات آدرنالین را کاهش میدهند یا مهار میکنند. این واژه معمولاً در زمینههای دارویی و پزشکی برای توصیف داروهایی که بر سیستم عصبی سمپاتیک تأثیر میگذارند، به کار میرود. |
| مترادفها: |
| ● sympatholytisk - ضد سمپاتیک ● adrenalinblokkerende - مسدودکنندهی آدرنالین |
| مثال: |
| Lægen ordinerede et adrenolytisk lægemiddel for at reducere blodtrykket. |
| پزشک دارویی ضد آدرنالین تجویز کرد تا فشار خون را کاهش دهد. |
| ریشهشناسی: |
| ترکیب از "adreno-" (وابسته به آدرنالین) و "lytisk" (کاهنده یا تجزیهکننده). |
| معادل انگلیسی: |
| ● adrenolytic (کاهندهی اثرات آدرنالین) |

| معنی: |
| ● سفتکننده ● جمع کننده (بافت) ● بندآورنده (خونریزی) ● ضد التهاب |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● astringerende: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● astringerende: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● astringerende: جمع |
| توضیحات: |
| 1- به ویژگی موادی اطلاق میشود که باعث انقباض بافتها میشوند. این ویژگی در داروها و محصولات بهداشتی برای کاهش التهاب، بستن منافذ پوست یا جلوگیری از خونریزیهای خفیف استفاده میشود. 2- داروهای قابض داروهایی هستند که باعث انقباض غشاهای مخاطی و زخمها میشوند. برای مثال، درمان با این عوامل باعث لخته شدن خون میشود. |
| مترادفها: |
| ● sammensnerpende - جمعکننده ● tonisk - تقویتکننده ● hæmostatisk - ضد خونریزی |
| مثال: |
| Denne astringerende creme hjælper med at reducere porernes størrelse. |
|
این کرم سفتکننده به کاهش اندازه منافذ پوست کمک میکند. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی لاتین "astringere" به معنی "سفت کردن" یا "چسباندن" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● astringent (سفتکننده) |

| معنی: |
| ● بزرگسال ● بالغ |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adultus: مفرد نامشخص ● adultusen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Adultus به فردی اطلاق میشود که به سن بلوغ رسیده و از نظر فیزیکی و روانی بالغ است. این واژه در متون علمی و پزشکی برای اشاره به افراد بزرگسال استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● voksen - بزرگسال ● moden - بالغ |
| مثال: |
| En adultus har fuldt udviklede fysiske og mentale egenskaber. |
| یک بزرگسال ویژگیهای فیزیکی و روانی کاملاً توسعهیافتهای دارد. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی لاتین "adultus" به معنی "بالغ" یا "بزرگسال" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● adult (بزرگسال) |