- Multi Category: A

| معنی: |
| ● غیر هوازی ● بیهوازی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anaerob: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anaerobt: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anaerobe: جمع |


| معنی: |
| ● غیر هوازی ● بیهوازی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anaerob: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anaerobt: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anaerobe: جمع |

| توضیحات: |
| کلمهای است که برای توصیف فرایندها یا موجوداتی استفاده میشود که بدون نیاز به اکسیژن زنده میمانند یا فعالیت میکنند. معمولاً در علم زیستشناسی و میکروبشناسی برای اشاره به موجودات یا شرایطی که در آنها اکسیژن حضور ندارد یا نقش ندارد، به کار میرود. |
| مترادفها: |
| ● hypoxic - کماکسیژن ● iltfri - بدون اکسیژن |
| مثال: |
| Mikroorganismerne er anaerobe og kræver ikke ilt. |
| میکروارگانیسمها غیر هوازی هستند و به اکسیژن نیاز ندارند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "anaerob" از یونانی "an-" به معنی "بدون" و "aer" به معنی "هوا" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anaerobic (غیر هوازی) |

| معنی: |
| ● آنافیلاکسی ● شوک آنافیلاکتیک |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anafylaktisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anafylaktisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anafylaktiske: جمع |
| توضیحات: |
| کلمهای است که به واکنشهای شدید و فوری بدن در برابر یک ماده آلرژیزا (مانند دارو یا غذا) اشاره دارد. این واکنشها میتوانند شامل علائم تنفسی، پوست، و حتی نارسایی قلبی و عروقی باشند. واژهای است که عمدتاً در زمینه پزشکی و آلرژی شناخته میشود. |
| مترادفها: |
| ● allergisk - آلرژیک ● hastende - فوری |
| مثال: |
| Han havde en anafylaktisk reaktion på bien stikket. |
| او واکنش آنافیلاکتیک به نیش زنبور داشت. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "anafylaktisk" از یونانی "ana-" به معنی "برخلاف" و "phylaxis" به معنی "حفاظت" گرفته شده است. این اصطلاح برای اشاره به واکنشهای حساسیتی شدید طراحی شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anaphylactic (آنافیلاکتیک) |

| معنی: |
| ● آنالپتیکها ● داروهای هوشیارکننده |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص (به ندرت استفاده میشود): analeptikum ● مفرد مشخص (به ندرت استفاده میشود): analeptikum ● جمع نامشخص: analeptika ● جمع مشخص: analeptika |
| توضیحات: |
|
کلمهای است که به داروهایی اطلاق میشود که برای تحریک سیستم عصبی مرکزی و افزایش فعالیت آن به کار میروند. این داروها معمولاً در شرایطی مانند بیهوشی یا کاهش فشار خون شدید استفاده میشوند. بهطور کلی، این داروها ممکن است برای بهبود عملکرد قلب و تنفس در مواقع اضطراری استفاده شوند. |
| مترادفها: |
| ● stimulerende medicin - داروهای محرک ● centralt stimulerende midler - داروهای محرک مرکزی |
| مثال: |
| Lægen ordinerede analeptika for at øge patientens puls. |
| پزشک داروهای تحریککننده تجویز کرد تا ضربان قلب بیمار افزایش یابد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "analeptika" از یونانی "ana-" به معنی "بالا" و "lepsis" به معنی "گرفتن" گرفته شده است که در مجموع به معنای "تحریک یا تقویت" است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● analeptics (داروهای تحریککننده) |

| معنی: |
| ● مسکنها ● داروهای ضد درد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: analgetikum ● مفرد مشخص: analgetikum ● جمع نامشخص: analgetika ● جمع مشخص: analgetikaene |

| توضیحات: |
| کلمهای است که به دارویی اطلاق میشود که برای کاهش یا از بین بردن درد استفاده میشود. این داروها معمولاً برای دردهای خفیف تا شدید تجویز میشوند و میتوانند شامل مسکنهای غیر نسخهای یا تجویزی باشند. |
| مترادفها: |
| ● smertestillende middel - داروی تسکیندهنده درد ● smertelindrende medicin - داروی کاهشدهنده درد |
| مثال: |
| Lægen ordinerede et analgetikum for at lindre smerten. |
| پزشک یک مسکن تجویز کرد تا درد را کاهش دهد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "analgetikum" از یونانی "an-" به معنی "بدون" و "algesis" به معنی "درد" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● analgesic (مسکن) |

| معنی: |
| ● آنالوگ (مشابه، نظیر، قیاسی) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● analog: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● analogt: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● analoge: جمع |

| توضیحات: |
| کلمهای است که برای توصیف شباهتها و مقایسهها به کار میرود. در زمینه الکترونیک، این کلمه به سیستمهایی اشاره دارد که انتقال یا تغییرات تدریجی و پیوسته دارند، مانند سیگنالهای آنالوگ در مقابل سیگنالهای دیجیتال. |
| مترادفها: |
| ● lignende - مشابه ● tilsvarende - برابر |
| مثال: |
| Den analoge teknologi er langsommere end den digitale teknologi. |
| فناوری آنالوگ از فناوری دیجیتال کندتر است. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "analog" از یونانی "analogos" به معنی "متناسب" یا "مناسب" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● analog (آنالوگ) |