- Multi Category: A

| معنی: |
| ● آنیونیک = دارای بار منفی ● مرتبط با آنیون ● شامل یون منفی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anionisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) |

| معنی: |
| ● آنیونیک = دارای بار منفی ● مرتبط با آنیون ● شامل یون منفی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anionisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) |
| توضیحات: |
| واژهی "anionisk" معمولاً در شیمی به کار میرود و به موادی اشاره دارد که یا دارای آنیون (یون منفی) هستند یا ویژگیهایی مشابه آن دارند. ترکیبات آنیونیک ممکن است در مواد شوینده، واکنشهای شیمیایی یا الکترولیتها دیده شوند. |
| مترادفها: |
| ● negativt ladet – دارای بار منفی ● elektrolytisk – الکترولیتی (در کاربردهای خاص) |
| مثال: |
| Det anvendte rengøringsmiddel indeholder anioniske tensider. |
|
مایع تمیزکنندهی مورد استفاده حاوی سورفکتانتهای آنیونیک است. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی یونانی "anienai" به معنی "رفتن به سوی پایین" گرفته شده که به حرکت آنیونها به سمت قطب مثبت در الکترولیز اشاره دارد + پسوند "-isk" در دانمارکی. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anionic (آنیونیک، دارای بار منفی) |

| معنی: |
| ● اختلاف اندازه مردمکهای چشم ● ناهماهنگی در گشادگی مردمکها ● ناسازگاری قطر مردمکهای دو چشم |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anisokoria ● مفرد مشخص: anisokoriaen ● جمع نامشخص: (ندارد) ● جمع مشخص: (ندارد) |
| توضیحات: |
| "Anisokoria" اصطلاحی پزشکی است که به حالتی اشاره دارد که در آن قطر مردمکهای دو چشم با هم برابر نیست. این وضعیت میتواند طبیعی (فیزیولوژیک) یا نشانهای از یک مشکل عصبی یا چشمی باشد. دلیل اینکه جمع استفاده نمیشه این هست که در زبان دانمارکی، "anisokoria" به خودِ وضعیتِ داشتن مردمکهای با اندازههای متفاوت اشاره دارد. این یک وضعیت پزشکی یا یک علامت است، نه یک شیء قابل شمارش که بتواند جمع بسته شود به همان شکلی که مثلاً "بیماری" (sygdom - sygdomme) جمع بسته میشود. به عبارت دیگر، "anisokoria" مانند اسامی انتزاعی یا حالات پزشکی در نظر گرفته میشود که معمولاً جمع ندارند. درست مانند کلماتی مثل "sukker" (شکر) یا "kærlighed" (عشق) که ما معمولاً نمیگوییم "sukkerer" یا "kærligheder". |
| مترادفها: |
| ● pupilforskel – تفاوت مردمک ● ulige pupildiameter – نابرابری قطر مردمک |
| مثال: |
| Lægen bemærkede anisokoria under den neurologiske undersøgelse. |
| پزشک در معاینهی عصبی متوجه تفاوت اندازه مردمکها شد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "an-" (به معنی «نه» یا «بی») + "iso" (برابر) + "kore" (مردمک) گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anisocoria (اختلاف اندازه مردمکها) |


| معنی: |
| ● ناهنجاری ● انحراف از حالت طبیعی ● بیقاعدگی ● اختلال ● انحراف |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anomali ● مفرد مشخص: anomalien ● جمع نامشخص: anomalier ● جمع مشخص: anomalierne |

| توضیحات: |
| "Anomali" به وضعیتی اشاره دارد که در آن چیزی از قاعده، هنجار یا نظم معمول خود منحرف شده باشد. این واژه در پزشکی، نجوم، زیستشناسی و زبانشناسی کاربرد دارد. |
| مترادفها: |
| ● afvigelse – انحراف ● uregelmæssighed – بینظمی |
| مثال: |
| Undersøgelsen viste en strukturel anomali i hjernen. |
| بررسیها یک ناهنجاری ساختاری در مغز نشان داد. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "anomalīa" و یونانی "anōmalía"، مشتق از "anōmalos" به معنی "نامعمول، غیرعادی"، که از "an-" (بی، نه) و "hōmalos" (هموار، همسان) گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anomaly (ناهنجاری، بیقاعدگی) |

| معنی: |
| ● فقدان حس بویایی ● ناتوانی در بوییدن ● از بین رفتن بویایی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anosmi ● مفرد مشخص: anosmien ● جمع نامشخص: (ندارد) ● جمع مشخص: (ندارد) |

| توضیحات: |
| واژهی پزشکی است که از بین رفتن کامل حس بویایی را توصیف میکند. این حالت میتواند به علت آسیب، عفونت، یا شرایط عصبی ایجاد شود. |
| مترادفها: |
| ● lugttab – از دست دادن بویایی ● manglende lugtesans – نداشتن حس بویایی |
| مثال: |
| Patienten oplevede anosmi efter operationen. |
| بیمار پس از عمل دچار فقدان حس بویایی شد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "an-" به معنی «فاقد» + "osmē" به معنی «بو»؛ مشتق از "ozein" به معنی «بوییدن». |
| معادل انگلیسی: |
| ● anosmia (فقدان حس بویایی) |

| معنی: |
| ● فقدان اکسیژن در بافتها ● قطع کامل اکسیژنرسانی به بدن ● کمبود شدید اکسیژن |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anoxia ● مفرد مشخص: anoxien ● جمع نامشخص: (ندارد) ● جمع مشخص: (ندارد) |

| توضیحات: |
| "Anoxia" در پزشکی به وضعیتی بسیار خطرناک گفته میشود که در آن اکسیژن بهطور کامل به بافتهای بدن نمیرسد. این وضعیت میتواند در اثر خفگی، ایست قلبی یا اختلال شدید تنفسی رخ دهد. |
| مترادفها: |
| ● iltmangel – کمبود اکسیژن ● iltfravær – نبود اکسیژن |
| مثال: |
| Den langvarige anoxia førte til hjerneskade. |
| قطع اکسیژن طولانیمدت باعث آسیب مغزی شد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "an-" به معنی «نه، بدون» + "oxia" از "oxys" به معنی «تیز، اسیدی» که در پزشکی به "اکسیژن" تعبیر شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anoxia (آنوکسی) ● lack of oxygen (فقدان اکسیژن) ● oxygen deprivation (محرومیت از اکسیژن) |