- Multi Category: A

| معنی: |
● برجستگی یا گشادشدگی غیرطبیعی دیواره رگ خونی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn و بدون جنسیت = Intetkøn) |
| صرفها: (برای intetkøn) ● مفرد نامشخص: aneurisme (برای fælleskøn) ● مفرد نامشخص: aneurisme |

| معنی: |
● برجستگی یا گشادشدگی غیرطبیعی دیواره رگ خونی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn و بدون جنسیت = Intetkøn) |
| صرفها: (برای intetkøn) ● مفرد نامشخص: aneurisme (برای fælleskøn) ● مفرد نامشخص: aneurisme |
| توضیحات: |
| "Aneurisme" به گشادشدگی یا تورم غیرطبیعی دیوارهی یک رگ خونی گفته میشود که میتواند خطر پارگی رگ را در پی داشته باشد. این حالت ممکن است در مغز، آئورت یا دیگر شریانها ایجاد شود. "Aneurysme" نیز املای غیررسمی این واژه است. |
| مترادفها: |
| ● pulsåreudvidelse - گشادشدگی شریان |
| مثال: |
| Han blev opereret for en aneurisme i hjernen. |
| او برای یک آنوریسم در مغز تحت عمل جراحی قرار گرفت. |
| Lægerne opdagede en lille aneurisme i patientens hjerne. |
| پزشکان یک برجستگی غیرطبیعی کوچک در مغز بیمار کشف کردند. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "aneurysma" به معنی "گسترش" یا "بازشدگی" مشتق شده است که خود از "ana-" (به معنی بالا یا باز) و "eurys" (به معنی وسیع) آمده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● aneurysm (برجستگی یا گشادشدگی دیواره رگ خونی) |

| معنی: |
| ● آنژیویت (التهاب رگهای خونی) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: angiitis ● مفرد مشخص: angiitisen ● جمع نامشخص: angiitisser ● جمع مشخص: angiitisserne |

| توضیحات: |
| "Angiitis" اصطلاحی پزشکی است که به معنی التهاب دیوارهی رگهای خونی میباشد. این بیماری میتواند منجر به تنگ شدن یا انسداد رگها شده و به اندامهای بدن آسیب برساند. |
| مترادفها: |
| ● karbetændelse - التهاب رگ خونی |
| مثال: |
| Lægen diagnosticerede patienten med angiitis efter flere blodprøver. |
| پزشک پس از چندین آزمایش خون، بیمار را به التهاب رگهای خونی تشخیص داد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "angiitis" از یونانی "angeion" به معنی "رگ" و "-itis" به معنی "التهاب" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● angiitis (التهاب رگهای خونی) |

| معنی: |
| ● آنژین صدری |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: angina pectoris ● مفرد مشخص: angina pectoris ● جمع نامشخص: (ندارد) ● جمع مشخص: (ندارد) |

| توضیحات: |
| ● "Angina pectoris" یک اصطلاح پزشکی برای توصیف درد یا ناراحتی در قفسهی سینه است که معمولاً به دلیل کاهش خونرسانی به قلب رخ میدهد. این وضعیت میتواند هشداردهندهی بیماری کرونری قلب باشد. ● درد یا احساس فشار در قفسه سینه ناشی از کاهش جریان خون به عضله قلب ● تنگی نفس یا ناراحتی قفسه سینه به دلیل کمبود اکسیژن در قلب |
| مترادفها: |
| ● hjertekrampe - گرفتگی قلب |
| مثال: |
| Han blev indlagt med symptomer på angina pectoris efter en løbetur. |
| او پس از یک دویدن دچار علائم درد قفسه سینه شد و بستری گردید. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "angina" به معنی "خفگی" یا "درد" و "pectoris" به معنی "قفسه سینه" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● angina pectoris (درد یا فشار قفسه سینه به دلیل کمبود خونرسانی به قلب) |

| معنی: |
| ● آنژیونوروتیک ● مربوط به اعصاب و رگهای خونی ● ناشی از اختلال عصبی در عروق خونی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● angioneurotisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● angioneurotisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● angioneurotiske: جمع |
| توضیحات: |
| "Angioneurotisk" اصطلاحی پزشکی است که به اختلالات عروقی ناشی از عملکرد غیرطبیعی دستگاه عصبی اشاره دارد. این اختلال میتواند شامل تغییرات در قطر رگهای خونی یا واکنشهای غیرعادی آنها باشد. |
| مترادفها: |
| ● vasoneurotisk - مربوط به اعصاب و رگهای خونی |
| مثال: |
| Patienten lider af en angioneurotisk lidelse, der påvirker blodkarrene. |
| بیمار از یک بیماری عصبی-عروقی رنج میبرد که بر رگهای خونی تاثیر میگذارد. |
| ریشهشناسی: |
| ترکیبی از "angio-" (از یونانی، به معنی رگ خونی) و "neurotisk" (از یونانی "neuron" به معنی عصب) است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● angioneurotic (عصبی-عروقی) |

| معنی: |
| ● فاقد آب ● بیآب ● خشک |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anhydrær: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anhydrært: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anhydræe: جمع |
| توضیحات: |
| واژهی "anhydrær" اغلب در علوم شیمی و پزشکی بهکار میرود و به موادی اشاره دارد که هیچ مولکول آب در ساختارشان ندارند یا از آنها حذف شده است. همچنین ممکن است در توصیف حالتهای بیآبی در بدن یا مواد استفاده شود. |
| مترادفها: |
| ● vandtøm – بدون آب ● tør – خشک |
| مثال: |
| Stoffet blev opbevaret i en anhydrær tilstand for at undgå reaktion med fugt. |
| ماده در حالت بیآب نگهداری شد تا از واکنش با رطوبت جلوگیری شود. |
| ریشهشناسی: |
| از پیشوند یونانی "an-" (بی، فاقد) و "hydor" به معنی "آب" تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anhydrous (بیآب، فاقد آب) |