- Multi Category: A

| معنی: |
| ● سوابق بیماری ● شرح حال پزشکی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anamnese ● مفرد مشخص: anamnesen ● جمع نامشخص: anamneser ● جمع مشخص: anamneserne |


| معنی: |
| ● سوابق بیماری ● شرح حال پزشکی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anamnese ● مفرد مشخص: anamnesen ● جمع نامشخص: anamneser ● جمع مشخص: anamneserne |

| توضیحات: |
| در پزشکی، "anamnese" به اطلاعاتی اطلاق میشود که پزشک از بیمار درباره علائم، بیماریهای قبلی، سوابق خانوادگی و عادات زندگی به دست میآورد. این اطلاعات نقش مهمی در تشخیص و درمان دارند. |
| مترادفها: |
| ● sygehistorie - تاریخچه بیماری ● patienthistorie - سابقه بیمار |
| مثال: |
| Lægen indsamlede en grundig anamnese før diagnosen blev stillet. |
| پزشک قبل از تعیین تشخیص یک شرح حال پزشکی دقیق جمعآوری کرد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "anamnese" از یونانی "anamnesis" به معنی "بازیابی حافظه" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● medical history (سوابق بیماری) ● anamnesis (شرح حال پزشکی) |

| معنی: |
| ● پیوند عروقی ● اتصال بین دو بخش بدن |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anastomosis ● مفرد مشخص: anastomosen ● جمع نامشخص: anastomoser ● جمع مشخص: anastomoserne |
| توضیحات: |
| "Anastomosis" در پزشکی به معنای ایجاد اتصال میان دو ساختار لولهای مانند رگهای خونی یا بخشهای روده است. این اتصال میتواند به صورت طبیعی یا از طریق جراحی انجام شود و نقش مهمی در بازگرداندن عملکرد طبیعی اندامها دارد. |
| مترادفها: |
| ● forbindelse - اتصال ● sammenføjning - الحاق |
| مثال: |
| Kirurgen udførte en anastomosis mellem de to blodkar for at genoprette blodcirkulationen. |
| جراح یک پیوند عروقی بین دو رگ ایجاد کرد تا جریان خون را بازگرداند. |
| ریشهشناسی: |
|
کلمه "anastomosis" از یونانی "anastomōsis" به معنی "دهان به دهان شدن" یا "اتصال" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anastomosis (پیوند عروقی یا اتصال) |

| معنی: |
| ● هورمون مردانه ● آندروژن ● ماده شیمیایی با اثر مردانه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: androgen ● مفرد مشخص: androgenet ● جمع نامشخص: androgener ● جمع مشخص: androgenerne |
| توضیحات: |
|
1- در پزشکی و زیستشناسی، "androgen" به گروهی از هورمونها مانند تستوسترون اشاره دارد که ویژگیهای مردانه را در بدن توسعه میدهند. |
| مترادفها: |
| ● mandligt kønshormon - هورمون جنسی مردانه ● mandligt hormon - هورمون مردانه |
| مثال: |
| Produktionen af androgen falder ofte med alderen. |
| تولید هورمون مردانه اغلب با افزایش سن کاهش مییابد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "androgen" از یونانی "andr-" به معنی "مرد" و "-gen" به معنی "تولیدکننده" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● androgen (هورمون مردانه) |

| معنی: |
| ● مربوط به هورمونهای مردانه ● دارای صفات مردانه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● androgen: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● androgent: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● androgene: جمع |
| توضیحات: |
|
صفتی که برای توصیف ویژگیهای مربوط به مردانگی یا ویژگیهای ناشی از هورمونهای مردانه استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● maskulin - مردانه |
| مثال: |
| Han har en meget androgen kropsbygning. |
| او یک ساختار بدنی بسیار مردانه دارد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه "androgen" از یونانی "andr-" به معنی "مرد" و "-gen" به معنی "تولیدکننده" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● androgenic (مربوط به هورمونهای مردانه) |

| معنی: |
|
● کاهش شدید انرژی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anergi ● مفرد مشخص: anergien ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
|
"Anergi" وضعیتی است که در آن انرژی بدنی به شدت کاهش یافته یا سیستم ایمنی بدن قادر به پاسخ به تحریکات نمیباشد. این حالت میتواند در بیماریهای مزمن یا نقص ایمنی مشاهده شود. |
| مترادفها: |
| ● energiløshed - بیانرژی بودن ● immunresistens - ضعف پاسخ ایمنی |
| مثال: |
| Induktion af anergi i T-celler er en vigtig mekanisme for at forhindre autoimmunitet. |
| القای انرژی در سلولهای T یک مکانیسم مهم برای جلوگیری از خودایمنی است. |
| ریشهشناسی: |
|
کلمه "anergi" از یونانی "an-" به معنی "بدون" و "ergon" به معنی "کار" یا "انرژی" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anergy (انرژی) ● immunological unresponsiveness (عدم پاسخ ایمونولوژیک) |